, ,

توانايي هاي لازم يك ازدواج موفق

Why is marriage so difficult

Marton kissen 2003

Paper in honor of Herber S. Strean

خلاصه اي از ترجمه و تفسير مقاله

توانايي هاي لازم يك ازدواج موفق

  1. capacity for commitment/ ظرفيت متعهد بودن: به معني از “خود مطمئن بودن” است كه ميخواهم و ميتوانم ريسك ورود به يك رابطه جدي/ متعهد را بكنم. [چه بسيارند افرادي كه اين شناخت را از خودشان دارند كه توانايي و البته ميل بودن صرفاً با يك نفر را ندارند، پس اين افراد براي اقدام و ورود به مرحله ازدواج شرط اوليه را ندارند. اين توانايي و ميل، پله اول فكر كردن راجع به ورود و يا عدم ورود به ازدواج است].
  2. emotional maturity/ بلوغ عاطفي: در ازدواج به نوعي تمام “ايده ال ها” و “نيازهاي خودشيفته وارانه” ادمي، مورد طوفان سنگين و سهمگين قرار ميگيرند. [يعني فرد با اين واقعيت روبرو مي شود كه همسرش چه بسا در ساده ترين مسائل هم مثل او فكر نميكند و حتي نيازي هم به تغيير حس نميكند و اينجاست كه تمام بايدها و نبايدهايي كه فرد از ابتداي زندگي براي درست و خوب رفتار كردن، غذا خوردن، زندگي كردن و يا اينكه همسر من بايد با من فلان مدل رفتار كند وگرنه زندگي ما محال و غيرممكن ميشود و… مورد حمله از سوي شخصي بسيار عزيز واقع مي شوند و مناسب ترين راه چاره، دوباره فكر كردن به اين ايده ال هاست و دوباره از نو تعريف كردنِ آنها؛ ولي اين بار همراه با يك ديگري كه او هم به نوع خود بسيار بايد نبايد دارد.  بنابراين نياز است راه سومي انديشيده شود]. داشتن “عزت نفس” و “توانايي خود آرام كردن” از جمله توانايي هاي مهم در برخورد با چنين طوفانهايي است. “توانايي گوش دادن به ديگري” و “همدلي كردن”با او[در اينجا منظور همسر است ولي به طور كلي اين توانايي از جمله مهمترين توانايي هاي هر نوع ارتباط موفقي است] حتي به قيمت “ناديده گرفتن نيازهاي خود” در لحظاتي خاص، نيازمند ظرفيت بالاي طرفين است كه اصولاً درصورت داشتن “فضاي گفتگو” در مورد موضوعات مختلف حاصل مي شود. از جمله مسائلي كه فرد مي تواد در اين فضا بگويد كه باعث مي شود ديگري بهتر دركش كند، “آسيب هاي دوران كودكي” و “ناكامي ها و نااميدي هاي” آن دوران است. كه علاوه بر اين كه كمك به همدلي مي كند، چه بسا با صحبت از آن ها كمي از بار سنگينشان بر روان فرد كم شود.
  3. tolerance for imperfection/ ظرفيت تحمل نقص و ناكامل بودن: افرادي كه “انتظارات بسيار بالا” از خود و ديگري دارند، جزو گروهي هستند كه اصولاً “بيشترين نارضايتي” را از ازدواج خود گزارش مي دهند. در بسياري مواقع “يادآوري دقيق” خاطرات روزهاي اول رابطه، كه همه چيز بوي شور و شوق و اعتماد و اميد مي داد، جهت ترميم مشكلات حال حاضر و “ايجاد اميد” و نيروي “دوباره ساختن”، كمك كننده است. اصولاً شكايت و نارضايتي ما از “آرزوهاي ناخوداگاه” و نه خوداگاه است كه برآورده نشدند و اينكه “تحمل ناكامل بودن” بسيار سخت و دردناك است. به نظر مي رسد در اين شرايط مناسب ترين راه چاره، “سوگواري كردن براي ايده ال هاي” از دست رفته است؛ همراه با “لذت بردن” از مجموعه ي انچه كه هست به “صورت كلي”، [و نه با نگاه موشكافانه و جزء گرايانه و سختگيرانه به نواحي و نقاط كمبود رابطه/ديگري؛ نگاهي “كل نگرانه”].
  4. unconscious wisdom/ خردمندي ناخوداگاه: بدين معني كه ناخوداگاه آدمي از آنچه انتخاب مي كند و چراييِ آن، آگاه است و گويي چنان انتخاب مي كند كه در اكثر مواقع و موارد در جهت “ترميم و جبران اتفاقات و روابط قديم” است. [مثلا انتخاب همسري دلسوز و مهربان و عاشق پيشه به جهت جبران فقدان مادري اين گونه، البته اين، بدين معني نيست كه تمام آنچه از قديم مي خواستيم همه به صورت مثبت در روابطمان جبران مي شوند. بلكه صرفاً مي توان گفت بخشي از ذهن انسان به نام ناهشيار، گاه به دنبال “تكرار” بخش هايي از گذشته است و گاه به دنبال “جبران” آن].
  5. mature dependance/ وابستگي بالغانه: بالاترين حالت رشد يك فرد در اين مورد نشان داده مي شود؛ كه هم توانايي شريك شدن صميمانه را دارد و هم، زمان هاي با كيفيتي در تنهايي خود. همانند آكاردئون، توانايي نزديكي و دوري به جا و به موقع را دارد، هم در نزديك و صميمي بودنش راحت است و هم در فاصله گرفتن و تنها بودنش شادمان.
  6. capacity for oedipal victory/ داشتن ظرفيت پيروزي اديپي: هر ازدواج موفقي، يك “برنده اديپي” است كه در ازدواج به صورت سمبليك خود را نشان مي دهد. اضطراب ناخوداگاه از موفقيت اديپي، ناشي از تروماها و آسيب هاي كودكي است. كودك موفق در اديپ، دچار احساس گناه شديدي مي شود كه اين احساس در بزرگسالي مانع از موفقيت او در ارتباطات مهمش مي شود. موفقيت در رابطه، تحمل ميزاني از “حسادت و تحسين” اطرافيان، بعلاوه ي تحمل “اميد و خوش بيني” كه به رابطه شان فرافكن و تحميل مي شود، را مي طلبد.
  7. capacity to face with existential realities/ظرفيت روبرو شدن با واقعيت هاي وجودي: احتمال “مرگ عزيزان ” واقعيتي انكار ناپذير است. مثال همسراني كه هميشه درحال شكايت و دعوا و سرزنش يكديگر هستند، از بيم اين كه اگر رابطه عالي شان، با مرگ از دست برود، حال بسيار بدي را تجربه خواهند كرد، بنابراين از ابتدا بنا را بدين طريق نمي گذارند.
  8. capacity for humor and playfulness/ ظرفيت شوخي و تفريح و بازي داشتن: بهترين اسلحه عليه نارضايتي، نااميدي و عالي نبودن، توانايي شوخي و بازي كردن است. توانايي “مفرح بودن” و شاد بودن و “بازي كردن” در هر ارتباطي موفق ترين روش در از بين بردن “كسالت و يكنواختي” در رابطه، كار و به طور كلي در زندگي است.
0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *