مشکلات موجود در ازدواج

Problems of the marriage

خلاصه مقاله:

  • هنگامی که کسی برای درمان و رفع مشکلات روحی اش ازدواج می کند، بی شک بعد از گذشت مدت کوتاهی حسِ بهتر شدن، آن مشکلات بدتر می شوند؛ ترجیحاً می بایست پیش از هر رابطۀ جدی، فکری جدي، برای درمان مشکلات کرد.
  • مشکلات روانشناختی شديد(major symptoms)، با قرار گرفتن در روتین زندگی خانوادگی، بدتر می شوند(نه بهتر).
  • برای بسیاری مردم رابطه جنسی، همانند الکل و مواد مخدر، صرفاً جهت تسکین درد، درمان مشکل بی خوابی و یا کاهش اضطراب و افسردگی است، که در این صورت لذت جنسی، آرامش روحی و صمیمیت با شریک خود را موجب نمی شود؛ چراکه اصلاً شریک هدف و مهم نیست؛ مهم رها شدن از یک نوع حسی منفی در خودِ شخص است.
  • انکار خشم یا پنهان کردنِ مخالفتها، عشق را نابود می کند و به نفرت می انجامد. از مهم ترین نشانه های خشمِ سرکوب شده: کسالت، حس بی حوصلگی و کم انرژی بودن در زندگیست؛ که یعنی فرد خشم خود را بروز نداده، و به سوی خود برگردانده است.
  • راه حل: هر از گاهی بحث و مشاجره و بلند صحبت کردن از خشم ها و ابراز نظرهای مخالف، منجر به کاهش تنش و خشم شده و عشق مدفون شده زیر آوار، از نو زنده می شود؛
  • در هر بار بحث، فقط یک نفر صحبت کند و دیگری گوش دهد، نه اینکه هر دو روی حرف خودشان پافشاری کنند بی آنکه به اصل پیام دیگری گوش دهند. بنا بر تداعی آزاد(سخن گفتن از هر چیزی، بی سانسور) نیست! دانستن یک سری مسائل نه تنها هیچ کمکی به رابطه نمی کند بلکه احساسات بدی هم تولید می کند؛ در عین حالی هم که افراد حق دارند افکار خصوصی برای خود داشته باشند.
  • خیانت: آشکارا سخن از مشکلات درون روانیِ فرد است و شریک او محق است تصمیم به رفتن بگیرد، اما؛ می تواند به این هم بیاندیشد که چطور ممکن است در این اتفاق سهمی داشته باشد؟! و در این صورت، آیا هر دو مایل به ترمیم رابطه شان هستند؟! در این مورد آنچه در ماه ها و سال اخیر رخ داده است، بسیار می تواند در این تصمیم گیری تعیين کننده باشد؛ مثلاً اگر قبل از فاش شدن خیانت، روزگار و احوالات خوشی با هم داشته اند و یا اتفاقات مهمی در زندگیشان افتاده است؛ ولی اگر دو نفر اصطکاک زیادی با هم دارند و مدت هاست حس می کنند با هم نمی توانند، بی دلیل جدایی را به تاخیر نیندازند و فرصت تلاش برای ساختن رابطۀ دیگر را از خود نگیرند.
  • در ازدواج، افراد به صورت خودکار، آنچه از والدین خود یاد گرفته اند، را پیاده می کنند و از شریک خود هم (به صورت ناخودآگاه و گاهاً خودآگاه) انتظار رفتار مشابه با والدین خود را دارند (ناخودآگاه)؛ طبیعی است که در این بین، احساساتِ (عمدتاً منفی) خفته ای هم که راجع به والدین داشته اند، بالا مي آيند و فرافکن مي شوند به همسر، و بی آنکه دو طرف بدانند دقیقاً مشکل از کجا آب می خورد، دچار تنش و دعوا مي شوند.
  • و در نهایت، بیشترین توصیه برای داشتن رابطه شاد، پایدار و روبه رشد با شریک خود: صحبت صحبت صحبت

منبع

0 پاسخ

ارسال یک پاسخ

می خواهید در گفتگو ها شرکت کنید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *